هوش ذرات در جهان حقیقت دارد؟

هوش ذرات در جهان حقیقت دارد؟

آیا ذرات هوش دارند ؟

 

آیا هوشمندی ذرات در جهان ها حقیقت دارد ؟

این راز بزرگ را در کشف رفتار “دوگانگی موج_ذره ” در ذرات  نور را بررسی میکنیم

در سال 1905 ، آلبرت اینشتین ، بر خلاف باور عموم مردم، ثابت کرد که: نور به صورت همزمان رفتار دو گانه ای دارد .یعنی هم موج است و هم ذره ! 

این تئوری او ، باعث شد انیشتین جایزه ی نوبل را بگیرد.اما مشکل بزرگ اینجا بود که به طور تجربی دانشمندان نمی توانستند صد در صد مشخص کنند در این لحظه نور ذره است و در این لحظه موج . یعنی دانشمندان اتفاقی یک بار نور را به صورت موج مشاهده می کردند و یک بار ذره .آنها نمی توانستند در یک آزمایش به صورت همزمان نشان دهند که موج و ذره با هم وجود دارند !

این ضعف ، نظریه ی انیشتین را در هاله ای از ابهام فرو می برد. اما بالاخره در سال 2015 در یک تیم تحقیقاتی در دانشگاه EPFL توانستند از این رفتار نور ، عکس برداری کنند .با این کار نتایج اینشتین درست از آب درآمد و تاییدی بر این راز آلود بودن ماهیت نور زده شد.

از طرفی ، سالها قبل انیشتین ، در سال 1803 ،این دریافت را به طور تجربی ، تجربه کرده بود . زیرا نخستین بار توسط” توماس یانگ” انگلیسی این نظریه وجود داشت که نور می تواند ذره و موج باشد.به همین دلیل یانگ، آزمایش دو شکاف را انجام داد(شکافی روی یک صفحه ایجاد کرد و نور را به آن تاباند ). یانگ به تناقضی عجیبی برخورد . وقتی که آزمایش را در مقیاس بسیار کوچک ( کوانتومی ) انجام داد، متوجه شد که وقتی از یک تفنگ پرتاب ذره ای ، دانه های الکترون ، به سمت یک شکاف شلیک میشوند ، سریعا یک نوار روشن را روی صفحه ی پشت شکاف مشاهده می کند .(زیرا ذرات از شکاف عبور می کنند و خط ممتدی را روی دیوار پست صفحه ایجاد می کنند). اما وقتی این آزمایش با دو شکاف روی صفحه انجام شد ، یانک طبق مشاهده ی قبلی انتظار داشت دو نوار روشن روی دیوار پشت صفحه ببیند ، اما …… نه ، این اتفاق رخ نداد !!! بلکه بیش از دو نوار روشن ( چند نوار موازی و عمودی) به روی دیوار ایجاد شد . یانگ فهمید ذرات الکترون در مسیر رسیدن به شکاف ها ، با هم تداخل کردند و با تداخل موجی، نقاط مشترک زیادی را ایجاد کردند . یانگ درک کرد که الکترونها وقتی به دو شکاف می رسند موج می شوند و وقتی به یک شکاف می رسند ذره می باشند . این دو خاصیت الکترون برای ذرات نور یک اصطلاح جدید را با نام “دوگانگی موج_ذره” ایجاد کرد.

هوشمندی ذرات در جهان

رفتار “دوگانگی موج_ذره ” در ذرات نور

چندین سال بعد ، دانشمندان می خواستند بفهمند، وقتی که موج به دو شکاف می رسد دقیقا چه اتفاقی برایش رخ می دهد؟ به همین دلیل “جان ویلر” آمریکایی یک ردیاب هوشمند (مشاهده گر)را طراحی کرد که به وسیله ی آن بتواند به طور مستقیم ، مسیر عبور الکترون را مشاهده کند .

 

به همین دلیل ردیاب را نزدیک شکاف های صفحه گذاشت ، تا مسیر عبور را گزارش دهد. او به طور مستقیم پشت ردیاب منتظر بود که ببیند برای الکترون چه اتفاقی می افتد ! ؟ اما دنیای هوشمند کوانتوم در حضور این ردیاب رفتار متفاوتی نشان داد . ذرات الکترون حضور این وسایل اندازه گیری را حس کردند و نتایج آزمایش تغییر چشمگیری را رقم زد . یعنی ذرات الکترونی در مسیر رسیدن به شکاف ها متوجه فرکانس های ردیاب (مشاهده گر انسان) شدند و فهمیدند که در حال رصد شدن هستند !

 

ما می دانیم که مثل آزمایش های پیشین ، در دو شکاف صفحه ای ، باید رفتار الکترونها مثل موج عمل می کرد و چند نوار نوری را روی دیوار می دیدیم . اما ، ماهیت حرکت الکترون ها با حضور مشاهده گر ، تغییر کرد و آنها این بار، به جای تشکیل چند نوار روشن فقط دو نوار روشن را روی دیوار ایجاد کردند! یعنی الکترون ، آگاهی هوشمند و سطح انرژی خاص ردیاب را تشخیص داد و در حضور مشاهده گر انسان ، تغییر رفتار بنیادی انجام داد و با یک آگاهی جدید ماهیت موجی قبلی اش را عوض کرد و اینِبار در کمال تعجب مثل ذره عمل کرد !

سوال اینجاست:آیا مشاهده گر انسان ، باعث تغییر رفتار فوتون ها می شود؟ چطور الکترون قدرت تشخیص این تغییر را داشت ؟ الکترون مگر شعور و درک دارد ؟

اگر شما باور کنید یا نه ، فوتون ها و دیگر ذرات از قبیل الکترون ، قبل از رسیدن به شکاف ها دست آدمی را می خوانند . ظاهرا، فوتون ها یا می توانستند آینده را پیش بینی کنند(اتصال به منبع کل کیهان ) و یا حضور ردیاب را بفهمند (درک و شعور تشخیص تغییرات )!

دوگانگی موج_ذره

در هر صورت آنها آینده را پیش بینی می کنند. اگر این را باور نمی کنید ، در این صورت باید با این تعبیر کنار بیایید: ردیاب، مسیر گذشته فوتون را تغییر می دهد. شفاف تر بگوییم : آنچه که گذشته، هنوز نگذشته است! و آنچه که خواهد آمد فقط در لحظه ی اکنون رقم می خورد به بیان ساده همه چیز فقط در زمان حال رخ می دهد و در نتیجه مشاهده گر، می تواند با فرکانس خاصش آگاهی زمان حال را دستکاری کند و واقعیت گذشته و آینده ی حرکت الکترون را تغییر دهد . عجیب تر شد، نه ؟!

بگذارید توضیح دهم : نقش ردیاب (مشاهده گر) باعث شد که دنیا اتفاق متفاوتی را به ما نشان دهد . یعنی مشاهده گر ( انسان ) وقتی به طبیعت نگاه می کند یک واقعیت را می بیند و وقتی به آن نگاه نمی کند یک واقعیت دیگری وجود دارد . مانند همان مثال قبلی ، وقتی به ستاره ای نگاه می کنیم یک تصویر می بینیم و وقتی نگاه نمی کنیم به احتمال زیاد ماهیت و تصاویر تغییر میکنند و برای نفر های بعدی به یک شکل متفاوت نمایش داده می شوند . چندی بعد محقق علم فیزیک ، به نام “رندی بروکس”

(Rodney Brooks) از دانشگاه هاروارد ، نظریه برای نقص همین مورد مطرح کرد : او ادعا میکرد وسایل اندازه گیری الگو های بر نهی موج ها را در می شکنند و به دلیل وجود همین وسایل در نزدیکی آزمایش، بر ذرات موجی نور اثر می گذارد وآنها را تحریک می کند و آنها را میشکند و به ذره تبدیل می کند . اما چندی بعد طبق مستندات ، یانگ و بسیاری از دانشمندان اصل تداخلی یانگ را بارها و بارها به روش های مختلف ، با وسایل مختلف و مشاهده گر های مسلح زنده و ردیاب های دید غیر مستقیم و دید مستقیم اندازه گیری کردند . فهمیده شد ، ادعای رندی بروکس صحیح نبود است و شعور ذرات کیهانی همچنان قابل تایید بود و دانشمندان بسیاری همین اصل را تایید کردند .

 

“قدرت ،فقط در لحظه ی اکنون است”

در نهایت دانشمندان این طور نتیجه گرفتند که : ” در کوانتوم ذرات کیهانی ، گویا اتفاقاتی که در همین لحظه و در زمان حال می افتند، که می توانند تمام جزییات گذشته و آینده ی ذهنی ما را ، در این جهان تغییر دهند ” . این صحبت ما را یاد جملاتی ، بسیار آشنا می اندازد ، :

 “قدرت ،فقط در لحظه ی اکنون است” _ “همه چیز فقط در زمان حال و به طور همزمان رخ می دهد _” “زمان در مقیاس کیهان معنایی ندارد ” .

دانشمندان ، در سالهای 2018_2017 اثبات های علمی این مسائل را مطرح می کنند ، دریغ از اینکه من و بسیاری از شما عزیزان ، تمام این دریافت ها را از نتیجه ی فهم قانون ثابت الهی بدست آوردیم .

"قدرت ،فقط در لحظه ی اکنون است"

بگذارید شک شما را به یقین تبدیل کنم : ما همزمان در حال زندگی در چندین جهان موازی هستیم که تمامی آنها فقط در یک زمان حال ، جریان دارند .هر جهان فرکانسی خاص دارد و در حالت معمولی و تشدید نشده به آگاهی جهان های دیگر دسترسی محدود دارد . اما وجه مشترک تمام جهان ها این است که از جنس آگاهی و انرژی .هم جنس ساخته شده اند . به همین دلیل قابلیت تبدیل شدن به بی نهایت صورت مختلف را دارند .از طرفی تمامی جهان ها ، قانون واحد دارند و همزمان توسط یک آگاهی منبع هدایت میشوند . در درون هر کدام از این جهان ها یک فرکانس غالب وجود دارد (مثال در جهان زمینی ما فرکانس غالب 12 هرتز می باشد که نقطه ی عطف تغییرات و شاهراه سفر از آگاهی محدود زمینی به آگاهی جهان های دیگر است ، وقتی فرکانس ذهنی روی موجی با فرکانس پایین تر از 12 هرتز قرار گیرد ، ذهن ما محدودیت را می شکند و در سطح کیهان پراکنده می شود و در حالت آلفای ذهن می تواند خواسته هایش را خلق کند ). از طرفی در هر جهان هر اتفاق فرکانس خاصی دارند و حول تعادل خود در حال ارتعاش است . کوچک ترین تغییری در ساختار یکی از این تعادل ها ، تغییرات بسیار عظیمی در کل کیهان ایجاد می کند . زیرا جهان مانند یک هولوگرام هماهنگ کار می کند. وقتی تغییری کوچک در یک جهان اتفاق می

افتد سریعا جهان های دیگر تغییر را می فهمند و آن را در فرکانس غالب خودشان، به روز رسانی می کنند .

“سکوت زبان صحبت با انرژی کیهان و خداست ” .

نکته ی مهم این است ، اگر ما نمی توانیم در حال حاضر همه ی این آگاهی ها را در همه ی جهانها به یاد آوریم فقط یک علت دارد . علت آن عدم تمرکز و ذهن شلوغ ماست . افرادی که در آیین هندوئیسم ها از روزه های سکوت و مراقبه ها بهره می گیرند به طور اعجاب آوری از اتفاقات نادر خبر میدهند ، کارهای خارق العاده میکنند واز آگاهی های بهت آوری صحبت میکنند.پس جهان را بهتر درک می کنیم وقتی می گوییم :

“سکوت زبان صحبت با انرژی کیهان و خداست ” .

هر گاه تمرکز فکری ما، در نقطه ای خاص قرار گیرد آن نقطه برای لحظاتی مرکز انرژی می شود . اگر این تمرکز به طور 100 درصد تا 68 ثانیه ادامه دهیم بزرگترین تغییرات را به طور باور نکردنی رقم می زند. زیر در این مراقبه ما از جسم جدا می شویم و فکر خالص و انرژی خالص می شوم و در ابعاد کهکشانها به خلق می پردازیم . خوب است بدانیم که اگر الان جسم ما روی زمین قرار دارد به این علت است که تمرکز انرژی ما ، در جهان زمینی به خاطر تمرکز جسم و روح با هم است ، پس بیشترین خاطراتی که یادآوری می کنیم از جهان زمینی است . اما اگر در سکوت فکر خود را سیال کنیم ، به فرکانس های جدید دست می یابیم و به تجربه های عجیب میرسیم .

مثال : آگاهی هایی از جاهایی که اصلا نرفتیم پیدا می کنیم ، یا مثال پس زمینه ای از کارهایی که نکردیم را درک می کنیم ، یا مثال الهاماتی در قالب خواب و وحی و.. را تجربه می کنیم که خبر از تکنولوژی جدید کشف نشده و ادراک های بنیادین زندگی و عمق ذرات کیهان ، را می دهد .

 

گاهی این آگاهی ها آنقدر ناب و خالص اند که اگر بر قانون مسلط باشیم به صورت شگفت آوری نتایجی عظیم را رقم می زنیم . مثال در تمرکز های خود کنترلی ، آگاهی جهان های موازی تجربه نشده ، به ما داده می شود، تجربه سفر در زمان ( سفر به جهان موازی هم ارتعاش) را پیدا می کنیم و اگر با قدرت و تمرکز بیشتری این کار را ادامه دهیم واقعا تغییرات رخ می دهد

 

این مقاله را ببینید  جذب نيمه گمشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.