هدف | چطور جزو سه درصدی باشیم که ده برابر بقیه دست آورد در زندگی دارند؟

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اهمیت داشتن هدف در زندگی

اهمیت داشتن هدف در زندگی:
در سال ۱۹۵۳ در دانشگاه ییل آمریکا که یکی از بهترین دانشگاه‌های دنیا می‌باشد تحقیقی انجام. محققان از دانشجویانی که سال پایانی تحصیل خود را سپری می‌کردند سؤال زیر را پرسیدند:

چند نفر از شما اهداف مکتوب شده دارد؟

نتیجه به‌دست‌آمده این بود که فقط سه درصد دانشجویان اهداف نوشته‌شده داشتند و نودوهفت درصد بقیه یا هیچ هدفی نداشتند و یا اهدافشان را در ذهنشان نگه داشته و آن را مکتوب نکرده بودند.

بیست سال از این تحقیق گذشت. محققان ادامه تحقیقات خود را بعد از بیست سال انجام دادند. نفراتی که در آمارگیری اولیه شرکت کرده بودند را پیداکرده و دست آوردهای آن‌ها در زندگی را محاسبه کردند. دست آوردهایی از قبیل ثروت، معنویت، سلامتی روابط و همه‌چیزهایی که زندگی انسان را بهتر می‌کند. نتیجه شگفت‌انگیزی به دست آمد.

دست آورد سه‌درصدی که اهداف مکتوب داشتند به‌تنهایی ده برابر دست آوردهای آن ۹۷ درصد بقیه بود.

این آزمایش در سال ۱۹۷۹ مجدداً در دانشگاه هاروارد انجام شد و بازهم نتیجه‌ای مشابه بار اول به دست آمد.

 

 

از تحقیقات دانشگاههای ییل و هاروارد چه نتیجه ای بدست آمد؟

این تحقیقات درس‌های زیادی برای ما دارد و اهمیت هدف داشتن در زندگی و مخصوصاً مکتوب کردن هدف‌ها را به‌خوبی به ما نشان می‌دهد. پس کسانی که هدف نوشته‌شده دارند خیلی بیشتر از کسانی که هدف‌هایشان را نمی‌نویسند در زندگی دست آورد به دست می‌آورند.

 

چرا هدف در زندگی مثل فانوس دریایی است؟

goal۱

 

هدف در زندگی مثل فانوس دریایی است. تصور کنید که سوار بر قایقی در وسط یک اقیانوس خیلی بزرگ شناور هستید و هیچ وسیله راهنما و قطب نمایی ندارید. سؤال من این است به کدام سمت پارو می‌زنید ؟

به هر سمت که پارو بزنید ممکن است از ساحل دورتر شوید چون مقصد شما مشخص نیست. حالا تصور کنید در همین شرایط ناگهان نور فانوس دریایی را از دور می‌بینید. حالا به کدام سمت پارو می‌زنید. معلوم است فقط به سمت فانوس دریای حرکت می‌کنید و دیگر به هیچ‌کدام از جهات دیگر توجه نمی‌کنید و تمام تلاشتان را می‌کنید که به سمت فانوس دریایی حرکت کنید و خودتان را نجات دهید.

 

 

 

 

goal2

goal

کسانی که در زندگی هدف ندارند مثل کسانی هستند که در اقیانوس بزرگ زندگی هیچ راهنمایی ندارند و هیچ مقصدی برای رسیدن نیست.

این افراد تا پایان زندگی با هر موجی به این‌سو و آن‌سو می‌روند و ممکن است تا پایان عمر بدون رسیدن به هیچ مقصدی زندگی را به پایان برسانند و اگر شانس بیاورند یک کشتی بزرگ و هدفمند از کنارشان عبور کند یک کارآفرین هدفمند دستشان را بگیرد و آن‌ها را با خود به یک مقصدی برساند.

 

 

اما کسانی که در زندگی هدف‌دارند مثل این است که فانوس دریایی خود را یافته‌اند و بدون تلف کردن وقت و از این شاخه به آن شاخه پریدن فقط به سمت هدف و فانوس دریایی به‌سرعت حرکت می‌کنند و درنهایت به ساحل آرامش و خوشبختی می‌رسند.

 

 

 

 

 

طبقه بندی افراد از نظر داشتن هدف در زندگی:

افراد در زندگی به دو گروه تقسیم می‌شوند:

  1. افرادی که هدف‌دارند
  2. افرادی که هدف ندارند

کسانی که هدف ندارند ممکن است هیچ‌وقت به دست آوردهای خوبی نرسند و پیشنهاد می‌کنم که اگر جزو این افراد هستید هر چه سریع‌تر برای زندگی‌تان اهداف قدرتمند انتخاب کنید

 

اما گروه دوم کسانی هستند که هدف‌دارند این گروه از افراد هم به دو گروه تقسیم می‌شوند:

  1. کسانی که اهدافشان را در ذهن نگهداری می‌کنند
  2. کسانی که اهدافشان را مکتوب می‌کنند

آن دسته از افرادی که اهدافشان را در ذهنشان نگهداری می‌کنند تصویر واضحی از هدف‌هایشان ندارند و اهدافشان در میان هزاران فکری که روزانه به ذهن می‌رسد گم می‌شود و بازهم احتمال کمی دارد که به مقصد مشخصی در زندگی برسند.

اما دسته دوم کسانی هستند که اهدافشان را مکتوب می‌کنند.
این افراد جزو سه‌درصدی از مردم هستند که به‌تنهایی ده برابر ۹۷ درصد بقیه در زندگی‌شان دست آورد خواهند داشت.

 

 

کارکرد ذهن در رسیدن به هدف در زندگی

می‌خواهیم کمی علمی‌تر به موضوع اهمیت داشتن هدف در زندگی نگاه کنیم.

ما در هرلحظه می‌توانیم به ۳۰ موضوع مختلف فکر کنیم ما وقتی‌که در سطح امواج ذهنی بتا هستیم، در هر ثانیه تا سی فکر از ذهنمان عبور می‌کند. تعداد افکار در سطح امواج ذهنی بتا زیاد و طول‌موج آن‌ها کوتاه است. دروازه ورود افکار به ضمیر ناخودآگاه امواج ذهنی آلفا هستند .در این سطح افکار عمق بیشتر و تعداد کمتری دارند.اگر فکری به ضمیر ناخودآگاه ما وارد شود طول‌موج بلند و قوی‌تر و عمق بیشتری خواهد داشت. در مقالات بعدی بیشتر در مورد امواج ذهنی صحبت خواهیم کرد.

 

 

ذهن ما تصویری عمل می کند

ذهن ما به‌صورت تصویری عمل می‌کند. هر فکری که به سر ما می‌رسد اول یک تصویر از آن فکر در ذهنمان شکل می‌گیرد و ذهن بسیار هوشمندانه ما را با استفاده از آن تصویر به سمت آن موضوع به حرکت درمی‌آورد. هر چه این تصویر واضح‌تر و با جزییات بیشتری باشد قدرت ذهن برای خلق آن فکر بیشتر خواهد بود. اگر فکری به‌صورت فکر قالب ضمیر ناخودآگاه ما درآید آن را باور می‌گویند. باور فکری است که خیلی زیاد تکرار می‌شود و یک تصویر قوی و واضح از آن فکر در ضمیر ناخودآگاه ما شکل می‌گیرد؛ و ضمیر ناخودآگاه با استفاده از قدرت عظیمش آن فکر و باور را در زندگی ما خلق می‌کند.

قصد نداریم که وارد مبحث باور و قدرت باورها شویم؛ اگر می خواهید در مورد قدرت باور بیشتر بدانید به این مقاله مراجعه کنید .

برای اینکه اهمیت داشتن هدف در زندگی را بهتر متوجه شویم نیاز بود که تا حدودی با عملکرد ذهن آشنا شویم.

وقتی هدفی را می‌نویسیم و بر روی آن تمرکز می‌کنیم تصویر واضحی از آن هدف در ذهن ما شکل می‌گیرد و ذهن ما با استفاده از قدرت بیکرانش هر کاری می‌کند تا ما را به آن هدف برساند. گفتیم که ذهن بر اساس تصاویر عمل می‌کند و تا وقتی تصویر واضحی از موضوعی نداشته باشد دست به اقدام نخواهد زد

 

زندگی بدون فانوس دریایی 

بنابراین چطور انتظار دارد وقتی ذهن هیچ تصویری از خواسته‌ها و اهداف شما ندارد و نمی‌داند باید به کدام سمت حرکت کند شمارا به مقصد برساند. درست مثل وقتی‌که در وسط اقیانوس بزرگ سرگردان هستید و هیچ فانوس دریایی وجود ندارد؛ اما وقتی‌که تصویر واضحی از اهداف و خواسته‌هایتان به ذهنتان می‌دهید حالا این ذهن است که با استفاده از تمام قدرتش هر کاری می‌کند تا شمارا به آن تصویر برساند.

چطور انتظار دارید به مقصدی برسید که نمی‌دانید کجاست.

 

 

 

رابطه قانون جذب و هدف در زندگی

افکار ما از انرژی درست‌شده‌اند و طبق قانون جذب افکار مشابه همدیگر را جذب می‌کنند. پس وقتی‌که فکری را به‌صورت تصویر واضح به ذهنمان می‌دهیم این فکر قدرتمند امواج قدرتمند و با طول‌موج بالایی به کائنات ارسال می‌کند و طبق قانون جذب این افکار قدرتمند انرژی‌های مشابه به خودش را جذب خواهد کرد.

اگر می‌خواهید که با کارکرد قانون جذب بیشتر آشنا شوید پیشنهاد می‌کنم این ویدیو را حتماً تماشا کنید تا بهتر متوجه شوید که افکار ما چطور نتایج زندگی ما را خلق می‌کنند. در اینجا بیشتر از این درباره قدرت افکار صحبت نمی‌کنیم.

 

goal4

 

 

 

جمع‌بندی:

  • در این مقاله سعی کردیم که اهمیت داشتن هدف‌های مکتوب را به شما نشان دهیم.
  • گفتیم که بر اساس تحقیقات فراوانی که انجام‌شده است فقط سه درصد از افراد جامعه اهداف مکتوب دارند و این سه درصد به‌تنهایی ده برابر ۹۷ درصد بقیه در زندگی‌شان دست آورد دارند.
  • همچنین با یک تصویرسازی ذهنی نشان دادیم که هدف مثل فانوس دریایی افراد را به سمت ساحل امن و خوشبختی در زندگی می‌رساند و کسانی که هدف ندارند مثل این است که فانوس دریایی را گم‌کرده و تا پایان عمر سرگردان بود ه و ممکن است به هیچ مقصدی نرسند.
  • ذهن انسان بر اساس تصاویر عمل می‌کند هر فکری در ذهن ما ابتدا به‌صورت تصویر درمی‌آید و ذهن با توجه به تصویری که به آن داده‌ایم تمام راه‌ها را امتحان می‌کند تا ما را به آن تصویر نهایی برساند.
  • همچنین اشاره کردیم که افکاری که به باور ذهنی ما تبدیل می‌شوند از قدرت فراوانی برخوردارند و افکار و باورهای ما مورد مشابه به خودشان را به سمت زندگی ما جذب می‌کنند چراکه طبق قانون جذب انرژی‌های مشابه همدیگر را جذب می‌کنند.

 

 

 

 

تمرین:

با توجه به اهمیت فراوان داشتن هدف مکتوب در زندگی از همین امروز قلم و کاغذی بردارید و اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت خود را یادداشت کرده و تصویر خواسته‌هایتان را به تصویر قالب ذهنتان تبدیل کنید تا ذهن شما بداند به کدام سمت باید حرکت کند. این کار مهم‌ترین کار زندگی شما باشد.

در مقالات بعدی اصول صحیح هدف گزاری را آموزش خواهیم داد.

۶ دیدگاه

  1. خیلی از این مقاله لذت بردم واقعا ممنونم

  2. عالی بود

  3. این مقاله از هر نظر فوق العاده بود .تشکر می کنم

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

shares